تبلیغات
. - مطالب روزنوشت

. - مطالب روزنوشت



صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نسخه ی موبایل
شهادت مولا علی تسلیت باد، شهاد امیرالمومنین تسلیت باد، علی (ع)
خوش آمدید

دربــــــــــــاره تارنمــــــــــــا

امروز روز هدایت نسل های آینده است.کمربندهایتان راببندید که هیچ چیز تغییر نکرده است.امروز روزی است که خدا اینگونه خواسته است..ودیروز خدا آن گونه خواسته بود و فردا انشاا...روز پیروزی جنود حق خواهد بود....
"حضرت روح ا..." 

وصیتنـــامـــه شهـــــدا

نظر سنجی

شما اینده اقتصادی کشور رو چگونه ارزیابی می کنید؟









ساعت

امکانات دیگر

حامیان دکتر جلیلی استات فارس


 

................. تصاویر تصادفی

پشتیبانی آنلاین

معرفی تارنما به دوستان

 
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:


Powered by1afsar.ir

آمــــــــار تــــارنــمــــــــا

کل مطالب ارسالی:
کل نویسندگان: 1
بازدید امروز:
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل:
بازدید کل :
آخرین بازدید :
آخرین بروزرسانی:

مدیــــــــر تــــارنــمــــــــا

خوش آمدید
موضوع: روزنوشت | نویسنده: افسر جوان

سانس اول:خداوند برای آزمودن بنی اسرائیل نخست موسی را به یک مواعده ی سی روزه دعوت نمود سپس آن را ده روز دیگر تمدید کرد تا منافقان بنی اسرائیل صفوف خود را مشخص سازند.موسی عازم طور شد و برادرش هارون را به زعامت خود گماشت چون غیبت موسی از سی روز بیشتر شد بنی اسرائیل خدای موسی و هارون را واگذاشته گوساله سامری را پرستیدند…


سانس دوم: بعد از گذشت  بیست و سه سال از رسالت خاتم المرسلین (ص) خداوند دستور ابلاغ رسالت را به پیامبر اسلام(ص) می دهد!! روز هجده ذی الحجه در راه بازگشت از حجت الوداع  پیامبر برای بار دیگر علم ولایت علی(ع) و اولاد علی(ع) را در غدیر بلند می کند. و صد و بیست هزار نفر جمعیت حاضر مدعی ولایت مداری شده با علی(ع) دست بیعت می دهند...


سانس سوم: زهرا(س) پشت در می سوزد، دستان علی(ع) بسته است وپیکر رسول خدا(ص) بر زمین ، جمعی از مهاجر و انصار که تخم نفاق در دل داشتند سفارش نبی(ص) و عهد خود در غدیر را نادیده گرفته، در سقیفه گرد هم آمدند و طبق توطئه ای حساب شده ولایت امیر المومنین(ع) را نادیده گرفته برای خود گوساله سامری ساختند و زاهدین احمق را نیز با خود همراه ساختند.و چه قلیل اند عمارها...


سانس چهارم:داستان هم چنان ادامه دارد حسن بن علی(ع) را تنها گذاشتند، حسین بن علی(ع) را به کرب بلا کشاندند و...و داستان هم چنان ادامه دارد تا اینکه  آخرین امام غائب می شود...


سانس پنجم: نوبت به ولایت فقیه می رسد و داستان منافقین زیرک و زاهدان احمق همچنان ادامه دارد ...


سانس ششم: فریاد اَینَ عمار رهبرمان بلند است .عمارهای سید علی به خط؛ این بار داستان جور دیگری رغم  خواهد خورد...


 



موضوع: روزنوشت | نویسنده: افسر جوان

این روزها  تک تک روزا برام تداعی کننده اتفاقاتی است که دو سال پیش رخ داد!

اتفاقاتی که از 30 فروردین 89 با اون جلسه ی پرسش و پاسخ کذایی شروع شد و تا اکنونی که دارم این مطلب رو می نویسم گریبانمو گرفته و ول کن نیست!

نمیدونم درسته که این حرفا رو اینجا می نویسم یا نه!

اون اتفاقی که 30/01/1389 رخ داد رو خیلیا در جریانش هستن، اتفاقی که نمیدونم بعد از دو سال بالاخره باید چی بهش بگم!

بگم حماسه ؟! (به نقل از بعضی از بچه های بسیج)

بگم فاجعه ؟! (بازم به نقل از همون بچه های بسیج)

بگم حادثه ؟!

بگم اتفاق ؟!

بگم میدان آزمایش ؟!

بگم ...؟!

اما میدونم که نقطه ی عطف بزرگی توی زندگی من ایجاد کرد!

یادم اون روزا و همون اوایلی که این اتفاق افتاده بود، تعابیر مختلفی از دوستان نقل می شد در رابطه با این ماجرا، تعابیری از قبیل :

ع.ح.ب (افسر جوان) گند زد ...

ناز شصت ع.ح.ب ...

ع.ح.ب اشتباه بزرگی مرتکب شد ...

دست ع.ح.ب درد نکنه کار بزرگی کرد ...

اما هیچکدوم از اینا اونی نبود که باید گفته می شد، هیچکدام از اینا اونی نبود که باید بعد از اون اتفاق ذهنا رو درگیر می کرد!!!

قبل از اینکه به ادامه مطلب بپردازم بذارید یه اعتراف بکنم؛ به نظر من اون کار، کار بسیار خوبی بود اما به شرط اینکه شخص دیگه به جز من اون کار کرده بود !!!

با این حال سعی کردم از همه چیزم مایه بذارم تا اون ماجرا کمتر هزینه رو به مجموعه تحمیل کنه!!!

درسته که پرونده انضباطی برای من شکل نگرفت اما مجازاتی شدم که به مراتب سخت تر از خطایی بود که مرتکب شدم!!!

از اون به بعد با خودم عهد کردم که دیگه تا توانشو، تا تخصصشو، تا عقلشو، تا ... ندارم که کاری رو انجام بدم قبول نکنم!!!

اما حلال نمیکنم اون دسته ی به ظاهر دوستی رو که جلوی من یک رفتاری رو کردن و پشت سرم یک رفتار، رو در روی من یک حرف و زدن و پشت سرم یک حرف رو !

........................................................

پ.ن 1: مدتیه که همه توفیقات ازم گرفته شده، نه تونستم برم پابوس امام هشتم، نه تونستم برم مناطق، نه تونستم حتی توی مراسم بزرگداشت شهید شاهچراغی شرکت کنم، دعایم کنید!!!

پ.ن 2 : امیدوارم خدا به هممون شجاعت بده که اونی باشیم که باور داریم، نه اونی که ظاهر می کنیم!!!

پ.ن 3: بی بی فاطمه (س) خیلی مظلوم هستن، توی اون جلسه ی 30 فروردین هم اهانتی که به دختر ایشون شد منو خیلی جری کرد، امیدوارم ببخشند که نتونستم به درستی از دخترشون دفاع کنم.

پ.ن 4 : نظر سنجی جدید تارنما را فراموش نکنید!

 



موضوع: امام خامنه ای موضوع: روزنوشت | نویسنده: افسر جوان

آن کسی که مایل است بیش از یک میلیارد مسلمان دنیا قدرت عجیبی را تشکیل بدهند که بشریت را به سمت کمال هدایت کنند و خودشان در قله کمال قرار بگیرند، او بسیجی است.

مقام معظم رهبری (مدظله العالی) - 02/09/1368



موضوع: روزنوشت | نویسنده: افسر جوان

میخواستم به مناسبت عید غدیر یه پست تحلیلی درباره ی واقعه ی عظیم غدیر بذارم؛ تایپ کردم اما ارسال نشد!

انشا ا... در یک فرصت دیگه!

عیدتون مبارکباد...



موضوع: روزنوشت | نویسنده: افسر جوان

گناه - امام علی - حضرت علی - توصیه - مالک اشتر - سفارش-





تعداد صفحات :4
    1   2   3   4