. - مطالب تحلیلی



صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نسخه ی موبایل
شهادت مولا علی تسلیت باد، شهاد امیرالمومنین تسلیت باد، علی (ع)
خوش آمدید

دربــــــــــــاره تارنمــــــــــــا

امروز روز هدایت نسل های آینده است.کمربندهایتان راببندید که هیچ چیز تغییر نکرده است.امروز روزی است که خدا اینگونه خواسته است..ودیروز خدا آن گونه خواسته بود و فردا انشاا...روز پیروزی جنود حق خواهد بود....
"حضرت روح ا..." 

وصیتنـــامـــه شهـــــدا

نظر سنجی

شما اینده اقتصادی کشور رو چگونه ارزیابی می کنید؟









ساعت

امکانات دیگر

حامیان دکتر جلیلی استات فارس


 

................. تصاویر تصادفی

پشتیبانی آنلاین

معرفی تارنما به دوستان

 
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:


Powered by1afsar.ir

آمــــــــار تــــارنــمــــــــا

کل مطالب ارسالی:
کل نویسندگان: 1
بازدید امروز:
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل:
بازدید کل :
آخرین بازدید :
آخرین بروزرسانی:

مدیــــــــر تــــارنــمــــــــا

خوش آمدید

موضوع: جنگ نرم موضوع: سیاسی موضوع: تحلیلی | نویسنده: افسر جوان

دلم می‏خواهد از دوم خرداد بنویسم؛ آن هم در شرایطی که دوم خردادی‏ها هم دوم خرداد را فراموش مشایی کرده ‏اند! تاریخ را هیچ گاه نباید فراموش کرد؛ چون قابل تکرار است. دلم می‏خواهد از تاریخ بنویسم و از مشایی. از اینکه چرا رهبری کشاندن مسئله مشایی به بطن جامعه و اصلی شدن او در فضای سیاسی را مورد انتقاد قرار می‏دادند و حتی در ماجرایی چون ماجراهای مردم اسرائیل و عزل مصلحی از الفاظی نظیر "مسائل کوچک"، "مسائل ناچیز"، "مسائل بی‏ اهمیت" و... استفاده کردند.

دلم می‏خواهد بعد از چند وقت سکوت و منتشر نکردن یادداشت‏های نگاشته شده کمی بنویسم. از همه چیز. از اینکه چقدر در مواضع، تابع رهبر انقلابیم و چقدر تابع اتمسفر سیاسی. چقدر مصالح نظام را در نظر می‏گیریم و چقدر مصالح سیاسی خود را. می‏خواهم باز هم از ماجرای پر غصه مشایی بنویسم و آن دکتر که حداقل هنوز نفهمیده اتقوا من مواضع التهم یعنی چه؟

آن روزها سیل انزارها بود که نسبت به خاتمی شکل گرفت. شاید یک روز نشستم و آرشیو روزنامه‏ های آن زمان را بر روی وبلاگ منتشر کردم. خاتمی ژست اصلاح‏ طلبی گرفته بود و ناطق یک چهره محافظه‏ کار و ادامه‏ دهنده راه هاشمی قلمداد می‏شد. آیت الله مهدوی‏ کنی به صراحت می‏گفت برداشتش این است که نظر رهبری با ناطق‏ نوری است. می‏گفتند خاتمی با اصل ولایت فقیه مشکل دارد. فضا آن قدر سنگین بود که گل‏ آقا هم نوشت: می‏نویسیم خاتمی، می‏خوانند ناطق نوری.

آن روزها خاتمی به واسطه برخوردهای مخالفینش بزرگ و بزرگ‏تر شد. در تاریخ ایران همواره تخریب تأثیر معکوس داشته. حتی اگر در کوتاه مدت تأثیر مثبت بر جای گذاشته، در بلند مدت به واسطه مظلوم‏نمایی و بهره جویی کسی که مورد تخریب قرار گرفته، تأثیر عکس خود را به نمایش گذاشته است. اگر به دوم خرداد 76 برگردیم و تیتر بسیاری از روزنامه‏ ها را مرور کنیم، آن گاه قضاوت در این خصوص آسان‏تر می‏شود. ما با خاتمی چه کردیم؟ کسی که خود مطمئن بود رئیس‏ جمهور نخواهد شد و تنها با انگیزه مطرح کردن اندیشه‏ های حلقه آئین و کیان در سطح وسیع‏تر وارد میدان شده بود، چه شد که به یکباره رئیس‏ جمهور کشور شد؟

مابقی در ادامه مطلب



موضوع: تحلیلی | نویسنده: افسر جوان
زائرهای تبلیغاتی!/...مقدار ارزی که در سفر عمره از کشور خارج می شود حساب که می کنم حتی ماشین حساب گوشی ام هم هنگ می کنه چه برسه به خودم ! هشتصد هزار زائر در سال که حداقل خرید یک میلیون تومان است می شود هشتصد میلیارد تومان؛ هشت به اضافه سیزده تا صفر!...
در مدینه که باشی در بیرون حرم تا چشم کار می کند مغازه و فروشگاه هست که بتواند زائران را خجالت زده خود کند و حالا در این چند روزه که با هزار اشک و انابه به درگاه الهی به این سفر مشرف شده اند بتوانند به همه سر بزنند.

باز در این میان هستند کسانیکه فرصت را از دست نداده و خواب و خوراک را به خود حرام کرده اند و طواف همه فروشگاه های عام و خاص مدینه را نصیب خود کرده اند و به رسم وفا ، به هر هموطن که می رسند نشانی "فروشگاه های آنتیک و برند و تخفیف را مانند رادیو پیام خودمان اعلام می کنند و بر رکوع خود چنان می افزایند که هرچه جنس بونجول چینی و غیر چینی است در پاچه ایشان فرو می رود که چه ؟



باید حمالی اهل خانه و حرم را کرد که اگر نشود این چه می شود که نگو و نپرس!

بعضی اوقات از دیدن صحنه هایی چنان شاخ هایی در سرم در می اید که خودم هم در کَفش مانده ام زنانی که فروشگاه ها را با اتاق خواب خود اشتباه گرفته اند و چنان از سختی معامله و تخفیف در کَف مغازه غش کرده اند که گویا از خوف بستگانِ چشم به راه سوغات سفر، جان به جان تسلیم کرده اند ! اما نه! اینهایی که ما در این مدت شناخته ایم تا چندتا فروشنده مادر مرده را نکشند اتفاقی برایشان نمی افتد.

جالب اینست که همین فروشندگان بنگالی و پاکستانی که به لطف چک و چانه زدن ما ایرانی ها آنقدر فارسی را خوب یاد گرفته اند که گویا زبان مادریشان هم ، همین فارسی خودمان بوده است ؛ یکیشان می گفت ایرانی خوب ، ایرانی پول ، ایرانی سوغات ، مادر مرده تعریف می کرد که سال گذشته وقتی ویروس سیاسی – ببخشید آنفولانزا – آمد؛ بازار عربستان مریض شد و داشت می مرد که شما ایرانی ها باز بیخیال هرچه آنفولانزا شُدید و مانند شاهین سعادت ،باز بر سر ما نشتستید و توانستید ما را از رفتن به دیار خودمان منسرف کنید اصلا درد وبلای هر چی ایرانیه بخوره تو سر آل سعود و من با خودم می گویم که بیخیال هرچه قاچاق و پول شویی و ترانزیته . همه را ول کن و بچسب به مقدار ارزی که در سفر عمره از کشور خارج می شود حساب که می کنم حتی ماشین حساب گوشی ام هم هنگ می کنه چه برسه به خودم ! هشتصد هزار زائر در سال که حداقل خرید یک میلیون تومان است می شود هشتصد میلیارد تومان هشت به اضافه سیزده تا صفر!



از خواص دیگر مدینه اینست که همه هرکول می شوند ، مثلا پیرزنی که توان ندارد عصای خود را بلند کند و وبال گردن هم کاروانی اش شده و با ویلچر طی ارض می کند آنچنان ساکی را جابجا می کند که انگار در مسابقه قویترین زائر جهان شرکت کرده و جالبتر اینکه از آقای مدیر کاروان شاکی هم هست ، چرا که گفته به هر زائر دو تا تگ برای بردن ساک می تواند بدهد.

کلا در حیرتم از خودمان !

از هتل که به سمت مسجد النبی حرکت می کنی استند های تبلیغاتی شرکت بیمه ایران آنچنان زیاد است که آدم را یاد نمایشگاه بین المللی بیمه در همین تهران خودمان می اندازد، زائرینی که ساک حمل کفششان را مانند کوله پشتی بر دوش می کشند و خرامان خرامان به سمت حرم گسیل می شوند و هر که نداند خیال می کند که شرکت بیمه ایران ،هزینه اعزام این همه زائر را بر عهده گرفته است درست مثل چند سال پیشتر که همه فکر می کردند که کارمندان بانک ملت به عمره مشرف می شوند .باز خدا را شکر که اینجا هم شبیه مملکت خودمان است؛ از این جهت که کسی به این حرفا کار ندارد و کلا کار فرهنگی به برگزاری نصفه نیمه چند جلسه خلاصه می شود .اصلا ما مریضیم که به همه چی بد بد نگاه می کنیم . اصلا کسی نیست به ما بگوید به تو چه که ترکها و عراقی ها روزگاری شاگردان ما بودند در برگزاری حج و عمره و حالا گوی را از ما ربوده اند و حالا حالا باید بدویم تا بهشان برسیم .

این ترکها در هیبت حجاب چقدر زیبا می شوند ، طفلکی ها با هزار رنج و مصیبت این حجاب را از آن خودشان کرده اند و چنان از آن مراقبت می کنند که گویا تمام هستیشان همین حجاب است دقیقا مثل خودمان ولی با 30 سال اختلاف!

آدم شرمنده می شود که همان آرم ایرانی بودنش – کیسه بیمه ایران - را در دست آن خانم بد حجاب می بیند ، سنگینی نگاه زائرین دیگر کشورها را بخوبی می شود حس کرد که می گویند که شماها چقدر ناشکر هستید و در نعمت اسلام به سر می برید و هیچ بهره از آن نبرده اید! نمی دانم که این چادر ملی از کجای ما درآمد که چادری های ما را هم به کسوت مانتوهای چسب باربی نشان تبدیل کرده است حالا باربی صهیونیستی کجا هیکل های خواهران محترمه که عشق باربی بودن را دارن کجا! حالا به آقایون که برسیم جالبتر هم می شود اولین حرکت ، خرید یک دشاشه از نوع ضایع و نازک آن است که دست فروشان در ورودی هتل ها برای آقایان عشق عربی عرضه می کنند و بیچاره تر آنانکه خود را به هیبت شیوخ وهابی مسلک در می آورن و با هزار پُز و ادا و بدون توجه به جایی که آمده است سعی می کند هیچ زاویه ایی را برای عکس انداختن از دست ندهد و باز چشمان متعجب دیگر کشورها که از این کار ما در حیرتند!



باز دمشان گرم که وقتی می فهمند تو ایرانی هستی با ترس و لرز شنل قرمزی های سعودی می آیند و در گوشَت می گویند یاشاسین ایران .همه آنها که حتی در همسایگی ما هم نیستند و تو اصلا نمی دانی از کدام گوشه این کره خاکی آمده اند تو را با نام خمینی می شناسند و آنچنان بغلت می کنند که سالهاست رفیق غارشان بوده ایی .

قبل تر از این سالها وقتی آن مصری متوجه ایرانی بودنم شد ،چنان در آغوشش چراند که صدای طپش قلبش را می شد از سینه اش شنید . می گفت : شما ایرانی ها اسلام را زنده کرده اید شما به مسلمانان عزت را دوباره بخشیده اید . وهمه این باور از صدقه سر زائرینی است که اینجا را به عشق کسب معرفت از نبی مکرم اسلام و بی بی دو عالم وفرزندان غریب مدفون بقیع انتخاب کرده اند و هر جا که می روند چشمان منتظرشان در پی دیدار خورشید عالم تاب عترت مانند آسمان بهاری اشک را بر گونه هایشان نازل می کند وبس.

"عماریون"- سرویس فرهنگی- روح الله ر./



موضوع: تحلیلی موضوع: دانشگاه پیام نور مرکز شیراز | نویسنده: افسر جوان

ادامه ...

در قسمت قبلی چنین عنوان شد که مدیریت ارشد استان با توجه به مسائل به وقوع پیوسته و نیز زیرکی و با هوشی ذاتی خود توانست به خوبی خود را در سازمان مرکزی پیام نور قدرتمند سازد.

اما همان گونه که گفته شد یکی از بزرگترین عواملی که موجب این اتفاق گردید بحث مسائل عمرانی دانشگاه بود که بسیار تاثیر گذار بود.

بنابر همین دلیل(تاثیر گذاری) لازم می دونم که چند نکته رو در این مورد متذکر بشم :

1) انتخاب پیمانکار ها به منظور اجرای طرح های عمرانی دانشگاه به گونه ای بود که تمامی آنها با تاخیری چند ماه و یا حتی یک سال و چند ماهه پروژه های خود را به اتمام رساندند, که این خود یکی از بزرگترین علامت سوالهاست که چرا علی رغم این تاخیرات اتفاق خاصی (مثلا دریافت جریمهاز آنها ) رخ نمی دهد ؟؟!!

2) در برخی از پروژه ها پیمانکار مشخصی به عموم معرفی نشده و باعث به وجود آمدن شبهات زیادی در این راستا می گردد.

3) کیفیت اجرای پروژه های عمرانی علی رغم اینکه با تاخیرات فراوانی از نظر زمان تحویل روبرو بوده است بسیار پایین بوده که بحثی کاملا قابل رویت است .

4) مباحث مالی در اجرای این پروژه های عمرانی .  در خیلی از این پروژه ها مباحث مالی شفاف نبوده و نیست و جایی را برای به وجود آمدن شبهات باز می کند.

5) ...

اما در اینجا نکته ی جالب توجه این است که علی رغم وجود چنین مشکلات بزرگ و عدیده ای بحث عمران در دانشگاه پیام نور استان فارس مبدل به جایگاهی برای افتخار مدیران ارشد دانشگاه می گردد.

یکی دیگر از میسائلی که در این مجال قابل ذکر است ، بحث موضع گیری سیاسی برخی مدیران ارشد استان در چند سال اخیر و به خصوص در جریان انتخابات 22 خرداد 1388 می باشد.

موضع گیری هایی که یک شبه که نه بلکه چند ساعته و با رای اوردن دوباره دکتر احمدی نژاد به صورت 180 درجه تغییر می یابد.

مدیرانی که تا خود روز انتخابات جزو حامیان سرسخت میرحسین موسوی بودند حال با گذشت تنها چند ساعت از انتخابات و مشخص شدن کاندیدای پیروز خود را به عنوان حامیان دکتر احمدی نژاد و یک اصول گرا معرفی می کنند.

اما نکته جالب توجه دیگر این است که همه ی این مدیران و حتی بعضا کاترمندان طی چند سال اخیر در یک مکان و دور هم جمع گشتند تا تیمی مدیریتی و کارمندی را به وجود آورند که بیش از هرچیز به دنبال برآوردن منافع شخصی خود باشند.

رفته رفته این جمع مدیریتی با ارتباط گیری با مدیرانی که در خارج از دانشگاه هستند و شروع بده بستان ها فضا را به گونه ای پیش بردند که مافیایی بسیار قدر و خطرناک در دانشگاه شکل بگیرد که از هر نظر قدرتمند باشد.

مافیایی که قدرت ساخت وزیر را دارد ، مافیایی که کل فضای دانشگاه متاثر از آن می باشد.

مافیایی بسیار قدر که هر گونه حرکتی بر علیه خود را در نطفه خفه خواهد نمود.

مافیایی که باعث به وجود آمدن رعب و وحشت شدید در میان کارمندان و نیروهای خارج از این دایره گردیده و از هر ابزاری برای باقی ماندن این رعب استفاده می کند.

مافیایی که اینقدر قدرت گرفته که مدیر ارشد استان چنین عنوان کند که : " من چنان برنامه ای را در این دانشگاه پیاده کرده ام که تا چهل سال بعد از رفتنم من در اینجا حکومت خواهم کرد."

فکر کنم بحث در این مورد تا همین جا کافی باشه اما ذکر چند نکته حائز اهمیته :

1) بحث مافیای قدرت و ثروت صرفا متعلق به دانشگاه پیسام نور استان فارس نبوده و نیست و نخواهد بود.

2) برخورد با این معضل و مشکلات عدیده خروش انقلابی دانشجویان و برپایی پرچم عدالت خواهی را از یک سو و پیگیری و تحقیق و تفحص توسط مسئولین مربوطه در قوای سه گانه می طلبد.

3) در آینده و در زمان ممکن جزئیات و زوایای بیشتری رو از این مافیا بیان خواهم کرد.

........................................................

پ .ن 1: بحث مافیای قدرت و ثروت ادامه دارد و مبارزه ی عدالت خواهان با این بی عدالتی نیز پابرجاست.

پ.ن 2: به زودی این مقاله به صورت یک پارچه و منسجم تر رسانه ای خواهد شد.

پ.ن 3: مقالات دیگری از این قبیل در راه است.

پ.ن 4: دعا کنید به بیراهه نریم و از عدالت خارج نگردیم...

پ.ن 5: تا پای جان پای آرمان های انقلاب اسلامی خواهیم ماند .

 



موضوع: دانشگاه پیام نور مرکز شیراز موضوع: تحلیلی | نویسنده: افسر جوان

ادامه ....

ابتدای این قسمت از مطالب باید نكته ای رو متذكر شم اونم اینه كه من با هیچ شخص یا اشخاصی مشكل شخصی نداشته و ندارم و اگر صحبتی در این مقاله می شود منظور صرفا آگاهی عمومی در این خصوص هست و البته پیگیری و انشاالله رفع آن...

خب درذ قسمت اول مقاله با مفهوم كلمه ی (یا بهتره بگم تفكر) "تكنوكرات" به صورت مختصر صحبت شد؛ در ادامه مثال هایی هم از این تفكر ذكرگردید و بنا شد كه به بررسی این تفكر و نیز بحث مافیای قدرت و ثروت در دانشگاه پیام نور استان فارس بپردازم!

این مقوله به قول یكی از دوستان حركت روی لبه ی تیغ رو می طلبه، من به شخصه ازحركت روی لبه ی این تیغ واهمه ای ندارم به شرطی كه خدا كمك كنه و حرفی رو به ناحق نزنم!

بحث مافیای قدرت و ثروت در دانشگاه پیام نور استان سبقه ای چندساله دارد؛ چند سالی كه طی آن مسائل گوناگون و مختلف به گونه ای رقم خورد تا ما تفكر حاصله و اعمال و رفتار موجود را مافیای قدرت و ثروت بنامیم.

مساله از آنجایی شروع می شود كه هم زمان با روی كار آمدن دولت عدالت محور مسائلی پیرامون مدیریت ارشد سابق دانشگاه پیام نور استان فارس(بهتر است بگوییم منطقه 5 سابق) به وقوع پیوست كه با بازرسی های مالی به عمل آمده این مساله محرز گشته و سبب شد تا جناب دكتر ق جاشون رو به مدیریت فعلی دانشگاه بدهند.

خب پس از اینكه جناب دكتر ع.م ریاست این دانشگاه را برعهده گرفتند مسائل به گونه ای پیش رفت كه باعث شد ایشان به عنوان یك مدیر كاردان و كاربلد سكان هدایت دانشگاه را با قدرت به دست گیرند من جمله ی این مسائل می توان به موارد زیر اشاره نمود :

1) سیاست های دولت نهم برای حمایت خاص و وی‍ژه از دانشگاه پیام نور و سرازیر شدن بودجه های حمایتی به این دانشگاه

2) سفر پر خیر و بركت رهبر معظم انقلاب اسلامی به استان فارس كه علاوه بر دستاورد های معنویی دستاوردهای مادی نسبتا قابل توجهی را برای دانشگاه پیام نور استان فارس داشت (در این راستا ارقام متنوعی اعلام شده كه موثق ترین آنها حاكی از كمك 15 میلیارد تومانی ایشان به دانشگاه پیام نور استان فارس می باشد.)

3) آغاز تغییرات جدی در چارت دانشگاه پیام نور

 و ...

همه ی این مسائل كه در بالا ذكر گردید باعث شد كه دانشگاه پیام نور با سرعتی فزاینده و شتابی واقعا بالا گام در راه پیشرفت (البته قسمت اعظم این پیشرفت از نظر فیزیكی می باشد.) بگذارد.

در همین زمان مدیریت جدید دانشگاه پیام نور استان فارس با قدرت چانه زنی و زیركی و سیاسی خاص خود توانست به این پیشرفت فیزیكی سرعت مضاعفی بخشد و نیز بودجه هایی را تحت عنوان كمك های مردمی بهع سمت دانشگاه سرازیر گرداند.

قابل توجه است كه این كمك های مردمی به دانشگاه بالغ بر 10 میلیارد تومان عنوان شده است و نیز باز قابل ذكر است كه بودجه هایی را كه وزرتخانه هایی غیر از وزارتخانه علوم تحقیقات و فناوری به دانشگاه كمك میكنند را نیز جزو كمك های مالی مردمی احتساب می كنند (كه در یك فقره وزارت نفت مبلغی میلیاردی را به این دانشگاه تخصیص داد.)

خب همه ی این عوامل به علاوه قدرت بیان بسیار بالا و نیز خوش فكری ریاست محترم باعث گردید كه رفته رفته ایشان در سازمان مركزی دانشگاه پیام نور پیشرفت كرده و به سرعت از موقعیت خوبی در این سازمان برخوردار گردد.

به نحوی كه با آغاز به كار دولت دهم تمامی روسای استانی دانشگاه پیام نور جای خود را به شخص دیگری دادند به جز شخص ایشان.

البته كار تنها به اینجا ختم نشد بلكه اتفاقات بسیار پیچیده تری نیز در همین حین رخ داد، كه انشاالله در قسمت سوم مقاله ذكر خواهد گردید.

............................................

پ .ن 1 : ادامه دارد ....

پ.ن 2 : هركس چیزی در این ارتباط میدونه و سند معتبری داره ذكر كنه تا در ادامه به آنها نیز اشاره بشه!

پ.ن 3 : بابت تاخیری كه برای ارسال این قسمت مقاله پیش اومد معذرت میخواهم و امیدوارم كه در ادامه با اینگونه مسائل(بخوانید بد قولی من) مواجه نشوید.

 





تعداد صفحات :6

 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات