تبلیغات
. - 30 فروردین

. - 30 فروردین



صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نسخه ی موبایل
شهادت مولا علی تسلیت باد، شهاد امیرالمومنین تسلیت باد، علی (ع)
خوش آمدید

دربــــــــــــاره تارنمــــــــــــا

امروز روز هدایت نسل های آینده است.کمربندهایتان راببندید که هیچ چیز تغییر نکرده است.امروز روزی است که خدا اینگونه خواسته است..ودیروز خدا آن گونه خواسته بود و فردا انشاا...روز پیروزی جنود حق خواهد بود....
"حضرت روح ا..." 

وصیتنـــامـــه شهـــــدا

نظر سنجی

شما اینده اقتصادی کشور رو چگونه ارزیابی می کنید؟









ساعت

امکانات دیگر

حامیان دکتر جلیلی استات فارس


 

................. تصاویر تصادفی

پشتیبانی آنلاین

معرفی تارنما به دوستان

 
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:


Powered by1afsar.ir

آمــــــــار تــــارنــمــــــــا

کل مطالب ارسالی:
کل نویسندگان: 1
بازدید امروز:
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل:
بازدید کل :
آخرین بازدید :
آخرین بروزرسانی:

مدیــــــــر تــــارنــمــــــــا

خوش آمدید
موضوع: روزنوشت | نویسنده: افسر جوان

این روزها  تک تک روزا برام تداعی کننده اتفاقاتی است که دو سال پیش رخ داد!

اتفاقاتی که از 30 فروردین 89 با اون جلسه ی پرسش و پاسخ کذایی شروع شد و تا اکنونی که دارم این مطلب رو می نویسم گریبانمو گرفته و ول کن نیست!

نمیدونم درسته که این حرفا رو اینجا می نویسم یا نه!

اون اتفاقی که 30/01/1389 رخ داد رو خیلیا در جریانش هستن، اتفاقی که نمیدونم بعد از دو سال بالاخره باید چی بهش بگم!

بگم حماسه ؟! (به نقل از بعضی از بچه های بسیج)

بگم فاجعه ؟! (بازم به نقل از همون بچه های بسیج)

بگم حادثه ؟!

بگم اتفاق ؟!

بگم میدان آزمایش ؟!

بگم ...؟!

اما میدونم که نقطه ی عطف بزرگی توی زندگی من ایجاد کرد!

یادم اون روزا و همون اوایلی که این اتفاق افتاده بود، تعابیر مختلفی از دوستان نقل می شد در رابطه با این ماجرا، تعابیری از قبیل :

ع.ح.ب (افسر جوان) گند زد ...

ناز شصت ع.ح.ب ...

ع.ح.ب اشتباه بزرگی مرتکب شد ...

دست ع.ح.ب درد نکنه کار بزرگی کرد ...

اما هیچکدوم از اینا اونی نبود که باید گفته می شد، هیچکدام از اینا اونی نبود که باید بعد از اون اتفاق ذهنا رو درگیر می کرد!!!

قبل از اینکه به ادامه مطلب بپردازم بذارید یه اعتراف بکنم؛ به نظر من اون کار، کار بسیار خوبی بود اما به شرط اینکه شخص دیگه به جز من اون کار کرده بود !!!

با این حال سعی کردم از همه چیزم مایه بذارم تا اون ماجرا کمتر هزینه رو به مجموعه تحمیل کنه!!!

درسته که پرونده انضباطی برای من شکل نگرفت اما مجازاتی شدم که به مراتب سخت تر از خطایی بود که مرتکب شدم!!!

از اون به بعد با خودم عهد کردم که دیگه تا توانشو، تا تخصصشو، تا عقلشو، تا ... ندارم که کاری رو انجام بدم قبول نکنم!!!

اما حلال نمیکنم اون دسته ی به ظاهر دوستی رو که جلوی من یک رفتاری رو کردن و پشت سرم یک رفتار، رو در روی من یک حرف و زدن و پشت سرم یک حرف رو !

........................................................

پ.ن 1: مدتیه که همه توفیقات ازم گرفته شده، نه تونستم برم پابوس امام هشتم، نه تونستم برم مناطق، نه تونستم حتی توی مراسم بزرگداشت شهید شاهچراغی شرکت کنم، دعایم کنید!!!

پ.ن 2 : امیدوارم خدا به هممون شجاعت بده که اونی باشیم که باور داریم، نه اونی که ظاهر می کنیم!!!

پ.ن 3: بی بی فاطمه (س) خیلی مظلوم هستن، توی اون جلسه ی 30 فروردین هم اهانتی که به دختر ایشون شد منو خیلی جری کرد، امیدوارم ببخشند که نتونستم به درستی از دخترشون دفاع کنم.

پ.ن 4 : نظر سنجی جدید تارنما را فراموش نکنید!