تبلیغات
. - این بحث بین عماریون است بعضی ها را سننه...

. - این بحث بین عماریون است بعضی ها را سننه...



صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نسخه ی موبایل
شهادت مولا علی تسلیت باد، شهاد امیرالمومنین تسلیت باد، علی (ع)
خوش آمدید

دربــــــــــــاره تارنمــــــــــــا

امروز روز هدایت نسل های آینده است.کمربندهایتان راببندید که هیچ چیز تغییر نکرده است.امروز روزی است که خدا اینگونه خواسته است..ودیروز خدا آن گونه خواسته بود و فردا انشاا...روز پیروزی جنود حق خواهد بود....
"حضرت روح ا..." 

وصیتنـــامـــه شهـــــدا

نظر سنجی

شما اینده اقتصادی کشور رو چگونه ارزیابی می کنید؟









ساعت

امکانات دیگر

حامیان دکتر جلیلی استات فارس


 

................. تصاویر تصادفی

پشتیبانی آنلاین

معرفی تارنما به دوستان

 
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:


Powered by1afsar.ir

آمــــــــار تــــارنــمــــــــا

کل مطالب ارسالی:
کل نویسندگان: 1
بازدید امروز:
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل:
بازدید کل :
آخرین بازدید :
آخرین بروزرسانی:

مدیــــــــر تــــارنــمــــــــا

خوش آمدید
موضوع: جنگ نرم موضوع: سیاسی موضوع: تحلیلی | نویسنده: افسر جوان

دلم می‏خواهد از دوم خرداد بنویسم؛ آن هم در شرایطی که دوم خردادی‏ها هم دوم خرداد را فراموش مشایی کرده ‏اند! تاریخ را هیچ گاه نباید فراموش کرد؛ چون قابل تکرار است. دلم می‏خواهد از تاریخ بنویسم و از مشایی. از اینکه چرا رهبری کشاندن مسئله مشایی به بطن جامعه و اصلی شدن او در فضای سیاسی را مورد انتقاد قرار می‏دادند و حتی در ماجرایی چون ماجراهای مردم اسرائیل و عزل مصلحی از الفاظی نظیر "مسائل کوچک"، "مسائل ناچیز"، "مسائل بی‏ اهمیت" و... استفاده کردند.

دلم می‏خواهد بعد از چند وقت سکوت و منتشر نکردن یادداشت‏های نگاشته شده کمی بنویسم. از همه چیز. از اینکه چقدر در مواضع، تابع رهبر انقلابیم و چقدر تابع اتمسفر سیاسی. چقدر مصالح نظام را در نظر می‏گیریم و چقدر مصالح سیاسی خود را. می‏خواهم باز هم از ماجرای پر غصه مشایی بنویسم و آن دکتر که حداقل هنوز نفهمیده اتقوا من مواضع التهم یعنی چه؟

آن روزها سیل انزارها بود که نسبت به خاتمی شکل گرفت. شاید یک روز نشستم و آرشیو روزنامه‏ های آن زمان را بر روی وبلاگ منتشر کردم. خاتمی ژست اصلاح‏ طلبی گرفته بود و ناطق یک چهره محافظه‏ کار و ادامه‏ دهنده راه هاشمی قلمداد می‏شد. آیت الله مهدوی‏ کنی به صراحت می‏گفت برداشتش این است که نظر رهبری با ناطق‏ نوری است. می‏گفتند خاتمی با اصل ولایت فقیه مشکل دارد. فضا آن قدر سنگین بود که گل‏ آقا هم نوشت: می‏نویسیم خاتمی، می‏خوانند ناطق نوری.

آن روزها خاتمی به واسطه برخوردهای مخالفینش بزرگ و بزرگ‏تر شد. در تاریخ ایران همواره تخریب تأثیر معکوس داشته. حتی اگر در کوتاه مدت تأثیر مثبت بر جای گذاشته، در بلند مدت به واسطه مظلوم‏نمایی و بهره جویی کسی که مورد تخریب قرار گرفته، تأثیر عکس خود را به نمایش گذاشته است. اگر به دوم خرداد 76 برگردیم و تیتر بسیاری از روزنامه‏ ها را مرور کنیم، آن گاه قضاوت در این خصوص آسان‏تر می‏شود. ما با خاتمی چه کردیم؟ کسی که خود مطمئن بود رئیس‏ جمهور نخواهد شد و تنها با انگیزه مطرح کردن اندیشه‏ های حلقه آئین و کیان در سطح وسیع‏تر وارد میدان شده بود، چه شد که به یکباره رئیس‏ جمهور کشور شد؟

مابقی در ادامه مطلب


در گفتمان اصولگرایی تهدید محوری بر فرصت محوری غلبه دارد

یک مشکل بزرگ ما اصولگرایان این است که ما تهدید محوریم؛ فرصت محور نیستیم. در گفتمان اصولگرایی تهدیدمحوری بر فرصت محوری غلبه دارد. این تفاوت شاخص، مهم و پر اهمیت زاویه نگاه ما و رهبری است. رهبری فرصت‏ محور است. درست عکس ما. و دقیقا به همین دلیل است که تذکرات و مطالبات ایشان از ما در میان فضای جنجالی رسانه‏ها به سادگی گم می‏شود.

گفتمان تهدیدمحور همواره برای خودش رقیب می‏سازد و یا رقیبش را روز به روز بزرگ‏تر و بزرگ‏تر و پر نفوذتر می‏کند. در عوض گفتمان فرصت‏ محور چهره‏های خودش را موضوعیت می‏دهد و دیالوگ بین آنها را رونق می‏بخشد. در نگاه فرصت‏ محور چهره‏سازی و تمام کردن بازی درون حلقه خودی موضوعیت دارد.

معتقدم ما در بزرگ شدن مشایی نقشی جدی داشتیم و کشاندن برخی انتقاداتمان به سطح جامعه نسبت به او در بلندمدت به نفع مشایی می‏تواند تمام شود. معتقدم گزاره ‏های مختلف و مکرر سخنان رهبری دلالت بر مخالفت ایشان با روند ما داشته و دارد و البته متاسفم که سخنان ایشان را زود فراموش می‏کنیم.

اتهامات امروز و ماجرای سرمقاله شریعتمداری

یادمان هست آن روزی که حسین شریعتمداری خود را مخاطب سخنان رهبری دید و در کیهان رسما عذرخواهی کرد. آن روز رهبری فرموده بودند:«من میبینم تو همین قضایاى سه چهار روز اخیر باز بعضی‏ها هى میخواهند اختلاف‏ها و شكاف‏ها را بیشتر كنند؛ نه، نباید اختلاف به وجود بیاید؛ همه با هم برادرند، همه با هم همكارى باید بكنند؛ همه باید براى ساختن كشور به یكدیگر كمك بكنند. به كسى نباید بیهوده تهمت زد؛ كسى را نباید به خاطر یك امر، از همه‏ى آن چیزهائى كه صلاحیت محسوب میشود، انسان او را نفى بكند. با انصاف باید بود؛ با انصاف باید عمل كرد؛ با انصاف باید حرف زد. خداى متعال در مورد دشمنان میگوید: "و لا یجرمنّكم شنآن قوم على الّا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى".»

ایشان در تذکری مهم افزودند:«اگر با كسى دشمنید، این دشمنى موجب نشود كه نسبت به او بی ‏انصافى كنید، بی ‏عدالتى كنید؛ حتّى نسبت به دشمن؛ حالا آن كه دشمن هم نیست. بى‏عدالتى‏ها را همه كنار بگذارند؛ بى‏انصافى‏ها را همه كنار بگذارند؛ همه در زیر پرچم نظام اسلامى و جمهورى اسلامى جمع بشوند؛ اصولى وجود دارد، به آن اصول همه پابندى خودشان را اعلام بكنند. در كنار هم باشند، اختلاف سلیقه هم باشد. چه اشكال دارد؟ همیشه اختلاف سلیقه بوده. در دورانهاى مختلف هر جائى كه این اختلاف سلیقه‏ها و اختلاف برداشتها با هواى نفس انسان مخلوط شد، كار خراب میشود. هواى نفس را باید خیلى ملاحظه كرد. به خودمان در فریب خوردن از هواى نفس سوءظن داشته باشیم. نگاه كنیم ببینیم كجا نفس است و هوى‏هاى نفسانى ماست؛ كجا نه، واقعاً احساس تكلیف است؛ و در احساس تكلیف هم دقت بكنیم كه قدم از دایره‏ى تكلیف آنطرف‏تر نباید گذاشت؛ زیاده‏روى نباید كرد. آن وقت لطف خدا با ماست. همچنانى كه تا امروز به فضل الهى، به حول و قوه‏ى الهى، لطف الهى با ملت ایران بوده است؛ بعد از این هم ان‏شاءاللَّه خواهد بود.»

حسین شریعتمداری بعد از این سخنرانی رهبری در کیهان با اشاره به سرمقاله روز قبل خود نوشت:«دیروز وقتی بیانات رهبر معظم انقلاب را در جمع اهالی قرآن شنیدم، بی آن كه خود را عددی بدانم تا در خطاب یا ملامت و عتاب آقا جایی داشته باشم، احساس كردم یادداشت دیروزم با عنوان "چه كسی او را اداره می كند" می تواند در حوزه ملامت مقتدایم باشد، آنجا كه با اشاره به قضایای دو سه روز اخیر فرموده اند "این موضوع نباید موجب دامن زدن به اختلاف شود، ضمن آن كه نباید به كسی بیهوده تهمت زد و او را به خاطر یك امر، از همه آن چیزهایی كه صلاحیت محسوب می شود، نفی كرد" و در یادداشت دیروز نگارنده با استناد به تأخیر غیرقابل توجیه آقای احمدی نژاد در اجرای دستورالعمل 7 روز قبل رهبر معظم انقلاب و تعلل سؤال برانگیز ایشان در عزل آقای مشایی، ضمن گلایه از وی كه چرا به وظیفه شرعی و قانونی خود عمل نكرده است، حضور آقای مشایی در كنار رئیس جمهور با توجه به برخی از مواضع و عملكرد وی طی 4 سال گذشته، مشكوك تلقی شده و احتمال وابستگی او به جریان موسوم به كودتای مخملی مطرح گردیده بود...»

آیا اتهاماتی که امروز ما مطرح می‏کنیم هزار بار شدیدتر و بدتر از اتهامات مطرح شده در سرمقاله حسین شریعتمداری نیست؟ دوستان رسما در نشست‏های خصوصی می‏گویند در ماجرای عزل مصلحی مقصود احمدی‏نژاد و جریان انحرافی کشاندن مردم به خیابان‏ها و ایجاد آشوب بود! این یکی از تحلیل‏هایی است که به صورت کاملا صریح و قطعی از سوی برخی دوستان در فضای کنونی مطرح می‏شود. وقتی هم از سند این ادعا سوال می‏شود، پاسخی وجود ندارد. این چه جریانی است که برای حضور خیابانی‏اش یک سخنرانی و اظهار نظر تحریک‏آمیز هم نمی‏کند؟! بعضی از تحلیل‏های دوستان واقعا خنده‏آور است.

حامیان مشایی از مریخ نیامده اند!

باید حق را بگوییم. در همان حد که هست. نه بیشتر. اگر بیشتر گفتیم، خالق دوم خرداد خواهیم بود. تاریخ را گذاشته‏اند برای عبرت‏گیری نه برای تنوع! "ما" برای مشایی حامی ساخته‏ایم. اینها که اکنون سینه چاک مشایی هستند، از کره مریخ نیامده‏اند. خیلی‏هایشان تا دیروز همراه ما بودند. ما با حملات بیجایمان برای مشایی مظلومیت ساختیم و به او اجازه دادیم تا خیلی راحت جمعی را توجیه کند که گردش حلقه بزنند و او را پروردگار خود بدانند!

کسی سینه چاک احمدی نژاد نیست/مشکل ما نگاه صفر و صدی است

اکنون در جریان ارزشی کسی مدافع سینه چاک و صد در صدی احمدی‏نژاد نیست. از اول هم نگاه ما به احمدی‏نژاد واقع‏بینانه بود. مشکل ما نگاه صفر و صدی است. یا کسی را تا حد خدایی بالا می‏بریم یا او را به رتبه اسفل السافلین می‏کشانیم.

در ماجرای مصلحی رهبر انقلاب در جمعی خصوصی به این مضمون تصریح کردند که اگر او بخواهد خودش را در چاه بیندازد هم نباید بگذاریم. بعد هم توصیفاتی از احمدی‏نژاد داشتند که او در بین مستضعفین جهان محبوبیت دارد. در بین محرومین کشور محبوبیت دارد و رفتن او به نفع انقلاب نیست و...

برخی در فضای کنونی جشن گرفتند و کوشیدند تا هر چه زودتر احمدی‏نژاد را نه تنها ضدولایت فقیه که بنی‏صدر و ضد نظام کنند. بعد هم به ما رو کردند که دیدید شما هم به حرف ما رسیدید! هرگز ما به حرف این سیاسی‏کاران نرسیدیم و با مواضع سیاسی‏کارانه آنها نسبتی نداریم. امروز توکلی، لاریجانی، زاکانی و قالیباف در بین جریان ارزشی کوچکترین جایگاهی ندارند. اینها اصلا در این بازی حقی برای سخن گفتن ندارند. بازی بین احمدی‏نژادی‏هاست. یک سر بازی هم آقای ثمری و نبویان است و سر دیگر رسایی و آقاتهرانی.

کسانی که همان روزها که دولت به درستی عمل می‏کرد برای زمین زدن دولت از هیچ تلاشی مضایقه نکردند، اکنون محلی از اعراب ندارند. آقای توکلی و زاکانی اکنون نمی‏توانند مدعی باشند. ما مدعی هستیم و بازی فقط در بین احمدی‏نژادی‏هاست. آقای زاکانی در جایی صراحتا می‏گوید من از سوم تیر می‏دانستم احمدی‏نژاد مقابل رهبری می‏ایستد و ضد نظام است و... . جالب اینکه وقتی مورد سوال قرار می‏گیرد هم زبانش بند می‏آید. ما منتقد احمدی‏نژادیم اما با این آقایان کوچکترین نسبتی نداریم.

اظهار نظر رهبری در ماجرای مصلحی دقیقا مشابه همان اظهار نظر ایشان در ماجرای مکتب ایرانی در جمع اعضای جامعه مدرسین است. آنجا ایشان فرمودند:«مراقب باشند که یک جهت گیری عامی برای زمین زدن دولتی که حالا نسبت به شعارهای انقلاب وفادار است، نسبت به رهبری اظهار اطاعت می کند و چه و چه، ایجاد نشود، به آن حرکت کمک نشود. عرض ما این است. یک جوری نصیحت کنید که آن کسانی که قصد ریشه کنی دارند، نتوانند استفاده کنند ولی خوب نصیحت کنید، پیغام بدهید، کاغذ بنویسید، اگر یک جایی واقعا دیدید ضرورت دارد، اعلام هم بشود. اعلام عمومی در مواقع ضروری ایرادی ندارد، اما باید مراقبت بشود، این جور نیست که حالا انسان هر اعتراضی دارد مصلحت باشد که این را علنی و عمومی کند.»

در ماجرای مصلحی ایشان طی سخنانی عمومی تصریح کردند:«شما ببینید در همین پنج شش روز گذشته سر یك قضیه‌اى كه آنچنان هم از اهمیت بالائى برخوردار نبود - سر مسئله‌ى اطلاعات و امثال اینها - چه جنجالى در دنیا راه انداختند. تحلیلها را بردند به این سمت كه بله، در داخل نظام جمهورى اسلامى شكاف ایجاد شده است، حاكمیت دوگانه شده است، رئیس جمهور حرف رهبرى را گوش نكرده است! دستگاه‌هاى تبلیغاتىِ خودشان را از این حرفهاى سست و بى‌پایه پر كردند. ببینید چطور منتظر بهانه‌اند. ببینید چطور مثل گرگ در كمین نشسته‌اند كه یك بهانه‌اى پیدا كنند، هر جور میتوانند، حمله كنند.»

خانه نشینی احمدی نزاد توجیه پذیر نیست/کسانی که می کوشند احمدی نژاد را زودتر ضدانقلاب کنند، خائنند

هیچ کس در جریان ارزشی نیست که خانه‏نشینی احمدی‏نژاد را توجیه کند. هیچ کس نیست که بهانه دادن او به دست رسانه‏های بیگانه و اظهارات پر فراز و نشیبش در مورد ولایت فقیه را به باد انتقاد نگیرد. احمدی‏نژاد از نگاه ما مطلق نیست. ولایتمدار حداکثری نیست. اما ضدانقلاب هم نیست. کسانی هم که می‏کوشند او را هر چه سریعتر ضدانقلاب کنند، خائن به کشور هستند.

این چه جمهوری اسلامی ای است که همه در آن ضدولایت فقیهند؟!

بالاخره ما باید تکلیف خود را روشن کنیم با این موضوع که می‏خواهیم احمدی‏نژاد را حفظ کنیم و در دامن انقلاب نگه داریم یا هر چه سریع‏تر بنی‏صدرش کنیم. اگر احمدی‏نژاد هم بنی‏صدر شد، آیا آبرو برای انقلاب باقی خواهد ماند؟ این چه جمهوری اسلامی‏ای است که در آن همه ضد ولایت فقیه‏اند؟

تکلیف دولت که مشخص است. مجلس هم که قبلا در آزمون ولایتمداری رد شده. ریاست قوه قضائیه هم که مورد انتقادات شدید قرار گرفته. آقای مهدوی‏کنی هم که قبل از این در مقابل امام اعتراض کرده و گفته اگر این گونه است که شما می‏گویید بفرمایید تا ما را به دریا بریزند. تکلیف خیلی از دوستان دیگر هم که معلوم است. پرسش اینجاست که با این مملکت پر از ضد ولایت فقیه چه باید کرد؟! آیا رهبری که در مقابل فرمایش امام مبنی بر معرفی میرحسین موسوی به عنوان نخست وزیر مقاومت کردند و جمع‏های مختلفی را برای تغییر نظر ایشان فرستادند، خود ولایتمدارند؟!!!

اینکه نباید بعضی حرف‏ها به سطح جامعه کشیده شود، حرف حقیر سرا پا تقصیر نیست. عین فرمایش رهبری است که مکررا هم مورد تاکید قرار گرفته. ایشان در ماجرای مصلحی تصریح کردند:«عرض من به عناصر داخلى، به مردم دلسوز، به برادران و خواهرانى كه در داخل با مسائل تبلیغاتى سر و كار دارند، این است كه سعى كنند به این آشفتگى كمك نكنند. این كه تحلیل بگذارند، یكى از آن طرف، یكى از این طرف، این علیه آن، آن علیه این، براى هیچ و پوچ، چه لزومى دارد؟ نه، دستگاه بحمداللَّه دستگاه مقتدرى است، مسئولین مشغول كارشان هستند، رهبرى هم كه بنده‌ى حقیر هستم با همه‌ى حقارت، خداى متعال كمك كرده، ما در مواضع صحیحِ خودمان محكم ایستاده‌ایم. تا من زنده هستم، تا من مسئولیت دارم، به حول و قوه‌ى الهى نخواهم گذاشت این حركت عظیم ملت به سوى آرمانها ذره‌اى منحرف شود.»

کشاندن برخی حرفها به سطح جامعه آسیب زاست

کشاندن هر دعوایی به سطح جامعه مطلوب نیست. کشاندن برخی دعواها به سطح جامعه دوم خردادساز است. کشاندن برخی دعواها آسیب‏های اجتماعی دارد. وقتی ما سخن از سحر می‏گوییم، در شرایطی که جامعه ما با شیطان‏پرستی و خرافات و امثالهم درگیر است، آیا آسیب‏های آن را هم لحاظ کرده‏ایم؟ هر سخن جایگاهی دارد. جایگاه یک سخن در جمع خواص است و جایگاه سخنی دیگر در جمع عوام. برخی حرف‏ها را وقتی قطعی نیست نمی‏توانیم در بین مردم بگوییم.

پاسخ به یک شبهه؛ تفاوت موضع  ما و رهبری

گاه برخی با برداشت غلط خود از نقش‏آفرینی ولایت فقیه می‏گویند:«آقا باید دولت را کنترل کند»، «نقش‏آفرینی ما با ایشان متفاوت است»، «ایشان در دولت سازندگی و اصلاحات هم تایید می‏کردند» و... بخش اندکی از این سخن درست است اما بخش عمده آن به شدت غلط است. کجا رهبری همه فعالیت‏های دولت سازندگی و اصلاحات را تایید می‏کردند. آقایان تاریخ را بخوانند تا ببینند در شرایطی که در نماز جمعه شعار داده می‏شد دشمن هاشمی دشمن پیغمبر است، این رهبری بود که به میدان آمد و به صراحت سازندگی را به باد انتقاد گرفت و فرمود عده‏ای سازندگی را با مادیگری اشتباه گرفته‏اند. در زمان اصلاحات این رهبری بود که با صراحت به میدان آمد و از پایگاه زدن دشمن در داخل کشور سخن گفت. این چه حرف اشتباهی است که برخی برای توجیه مواضع خود می‏زنند.

البته گاه صراحت در کلام رهبری با صراحت ما متفاوت است. ایشان در پاسخ به دانشجویان هم همین مسئله را مطرح کردند. اما گاه مسئله صراحت نیست. گاه نوع برخورد و نوع قضاوت است. ایشان نوع برخورد ما را قبول ندارند و بارها هم تذکر دادند. در ماجرای مصلحی هم به رسانه‏ها به خاطر تیتری که زدند تذکر دادند. خدا وکیلی ما خودمان ولایتمداریم که برای بقیه می‏شویم ترازوی ولایتمداری؟!! رهبری چند بار باید یک حرف را بزنند تا ما بفهمیم؟

بازی باید در درون ما تمام شود/ آنها بازی نیستند

یک نکته را هم به اجمال می‏گویم. قرارگاه عمار نباید به رقیب سایر جریانات تبدیل شود. باید در برگیرنده رنجی از نقطه نظرات که البته اتفاق نظرهای اساسی با هم دارند، باشد. به این می‏گویند کانالیزه کردن گرایش‏های سیاسی. رسانه‏‏ی خوب هم باید همین رنج را در نظر بگیرد. هم از این جریان چهره رادیکال معرفی کند و هم چهره معتدل‏تر. به این ترتیب خیلی از دوقطبی‏های مناظره‏ای قدیمی که یک سر آن معمولا حامیان دولت می‏شدند و سر دیگر آن برخی چهره‏های خاص، به هم می‏ریزد. تأکید می‏کنم؛ بازی باید در درون حلقه عمار تمام شود. امثال آقای یتوکلی و زاکانی بازی نیستند.

سخن آخر

نکته پایانی اینکه مقصود این نوشتار این نبود که نباید از مشایی و انحراف درون دولت گفت. سخن این نبود که نباید آگاه سازی کرد. سخن این بود که به بهانه آگاه سازی هر حرفی را هر جایی نباید زد. هر چیزی نباید گفت. برای اینکه از قافله عقب نمانیم نباید از مسیر عدالت و تقوی خارج شویم. سخن این بود که باید احمدی نژاد را حفظ کرد. باید کمک کرد احمدی نژاد درون نظام و سرباز ولایت بماند. هر کس دلسوز نظام و پیرو رهبری است باید دنبال این باشد. کسانی که می کوشند هر چه زودتر احمدی نژاد را بر علیه رهبری بشورانند و مقابل رهبری قرار دهند، خائن به انقلابند. اینان اگر ولایتمدارند باید بفهمند رهبری این مشی را قبول ندارد.

برای اینکه باز هم بعضی ها موضع حقیر را اشتباه نگیرند عرض می کنم همچنان با دو جریان مرزبندی دارم. نخست جریانی که مشایی را می پرستد و احمدی نژاد را معصوم می داند و دوم جریان یکه از همان روز اول دنبال زمین زدن احمدی نژاد بود.

برگرفته از سایت پارساپرس

به قلم محمد مهدی تهرانی

..............................................................

پ.ن 1: اینا همه ی چیزایی بود که من می خواستم خودم بنویسم اما وقت نمیکردم؛ و وقتی دیدم یه نفر دیگه کامل نوشته استفاده کردم.

پ.ن2: این مطلبی که در بالا آورده شده به هیچ وجه منکر انحراف مشایی و جریان وابسته به وی نیست اما در یک کلام "مواظب باشیم توی زمین دشمن توپ نزنیم." یا به قول حضرت آقا : " گاهى اوقات، دشمن كار را به گونه‏اى ترتیب مى‏دهد كه حرف حقى، از زبان یك نفر صادر بشود! دشمن ناحق و باطل است، پس چرا مى‏خواهد این حرف حق از زبان آن شخص صادر بشود؟ چون مى‏خواهد پازل خودش را كامل كند. این پازل از صد یا دویست قطعه تشكیل شده؛ یك قطعه‏اش هم همین حرف حقى است كه آن شخص باید بزند تا این پازل را كامل كند! اینجا این حرف حق را نباید زد. پازل دشمن را كامل نباید كرد. در این حد هوشیارى لازم است! "

پ.ن3: سینه ی منم مثل خیلیای دیگه مالامال از درد و حرفه اما خب تمام سعیم بر اینه که خدای نکرده حرف حقی نزنم که پازل دشمن رو کامل کنه یا اینکه از روی نادانی صحبتی بکنم که مجبور بشم مدتی بعد اون مطلب رو حذف و یا اصلاح بکنم چرا که ممکنه اون حرف منو خیلیا بخونن و بشنون اما از اصلاحیه تکذیبیه و یا حذف اون مطلع نشوند !

پ.ن 4: بعد از این پست راحتتر خواهم نوشت...